شمس الدين محمد بن محمود آملي
132
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ششم جنس رسوب و استدلال ازو بهفت وجه است : 1 - از جوهر او چه رسوب طبيعى دلالت كند بر تصرف طبيعت و نضج تام و غير طبيعى كه آن يازده قسمست : 1 خراطى 2 سويقى 3 لحمى 4 دسمى 5 مدى 6 مخاطى 7 شعرى 8 خميرى 9 رملى 10 رمادى 11 علقى دلالت كند بر عدم تصرف طبيعت و قصو ، نضح و ضعف معده و كبد و غير آن . دويم - از كميت رسوب چه كثرت او دلالت كند بر كثرت اسباب و قلت او بر قلت آن و توسط او بر توسط اسباب 3 - كيفيت رسوب همچو صفرت و حمرت و خضرت و سواد و بياض و دلالت هر يك ظاهر است . 4 - از وضع رسوب چه ملاست و استواء در رسوب محمود دلالت كند بر قوة طبيعت و استيلاء او و تشتت دلالت بر رياح ممزقه و ضعف هاضمه . 5 - از زمان رسوب ظهور رسوب بسرعت دلالت كند بر جودت نضح و بطوء او بر قصور نضج و عدم رسوب بر عدم نضج . 6 - از مكان او چه اگر طافى بود دلالت كند بر قلت نضج يا تصعيد ريح مر او را اگر باسفل قاروره راسب شود دلالت كند بر كثرت نضح و اگر در وسط واقف شود بر توسط نضج . 7 - از هيئت مخالطت او با مائيت چه اگر مخالطت قوى بود دلالت كند بر آنكه سبب او از كبد است و اگر قوى نباشد دلالت كند كه از قضيب است و مايلى او و اگر متوسط بود بر توسط حال . هفتم جنس قلت و كثرت بول چه قلت مقدار او دلالت كند بر ضعف قوة يا بر تحليل بسيار بطريق عرق يا انصراف ماده او از مجارى خود و كثرت او بر ذوبان اعضا يا بر استفراغ ماده فضل كه محتبس بوده باشد در بدن و توسط او بر جريان اسباب بر مجرى طبيعى و استدلال بر ازاز نه وجه است :